طوفان، اسبی وحشی که بالاخره رام شد (قسمت پایانی)

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

حالا حسین خودش روی اسب بود و اسب آنقدر وحشت کرده بود که قابل کنترل نبود. طوفان چند بار چرخید و حسین به گوشه ای پرت شد. اسب که با وحشت می دوید روی بند لنج پا گذاشت و بند پاره شد. طوفان همچنان وحشت زده و کنترل نشده می دوید و پشت سر هم می چرخید. ناگهان چهارنعل به سمت حصار رفت، جلوی آن ایستاد و از روی آن پرید...


ارتفاع حصار حدود 130 سانت بود! و بعد از حصار در فاصله 2.5 متری یک ماشین پارک بود: طوفان به زمین آمد، یک قدم روی آسفالت برداشت و در یک فضای کوچک از عرض ماشین به آن سمت پرید و مستقیم تا باکسش یورتمه رفت و در باکسش ایستاد. در آنجا با اینکه کمی ناراحت بود اما آرام شد.

 

اسد او را به محوطه برگرداند و من قبل از اینکه این جلسه پرهیجان آموزش در آرامش به پایان برسد چند دقیقه لنجش کردم.

در روزهای بعد باز هم فقط طوفان را لنج می کردم، تا دوباره یک روز از حسین خواستم سوارش شود. این بار همه جوانب احتیاط را در نظر گرفتم و از یکی از شاگردان قوی سوارکاری ام خواستم تا در صورت اضطراری شدن اوضاع بند لنج را نگه دارد.

طوفان خیلی خودش را عقب می کشید، اما این دفعه توانستیم با کمک هم او را تحت کنترل درآوریم. از اینجا به بعد این اسب به مرور بهتر شد و هرچه می گذشت آرامتر می شد. تا مدتها وقتی حسین سوارش می شد قبل از اینکه به تنهایی اسب را براند من با بند لنج لنجش می کردم. حالا بالاخره می توانستیم به طوفان آموزش سوارکاری بدهیم. اولین بار حسین با نظارت و راهنمایی های من طوفان را راند. اول فقط با او قدم کار کردیم، و بعد یورتمه، که همیشه روی خطوط دایره ای انجام می شد.

 

 

در ابتدا فقط یورتمه آهسته با او کار می کردیم و هدف همه تمرینات این بود که به اسب اعتماد بنفس بدهیم. بعد حسین سوار بر طوفان یورتمه رفت تا اسب به تحمل وزن دائم روی پشتش عادت کند. مدتی هم به همین صورت کار کردیم تا وقتی طوفان به حدی رسید که من می توانستم سوارش شوم.

هنوز هم سوار شدن بر طوفان استرس دارد و آرامشش ممکن است به هم بخورد. اگر او را نزدیک به اصطبل نگه دارم آرام می ماند، و رفتن به قسمت های بالاتر اصطبل که اوایل ناممکن بود، هنوز هم برایش خیلی سخت است.

من هم سواری با طوفان را به همان صورت شروع کردم؛ اول فقط قدم، بعد یورتمه، بعد هم یورتمه در حالی که من سوارش بودم. همیشه در خطوط دایره ای، بعد اولین جابجایی، استپ یورتمه، یورتمه استپ. و خیلی زود توانستیم قدم به عقب را با طوفان کار کنیم. قدم به عقب یک تمرین خوب برای اسب بعد از تمرینات سخت است تا اسب تمرکز پیدا کند و قبل از اینکه دست جلوها را بلند کنیم و برای ریلکس شدن اسب او را چند دور قدم ببریم، به اسب کمک می کند تا حواسش را جمع کند.

 

 

بعد از اینکه خطوط دایره ای بزرگ را کمی کوچکتر و کوچکتر کردیم، اولین کاری که در مورد اسب های تازه کار و جوان باید انجام دهیم این است که به اسب تعادل بدهیم، طوری که اسب بعدا بتواند بدون وابستگی به دست جلو خودش را نگه دارد. این کار در مورد طوفان سخت نبود: او تمام زندگی اش را با آزادی زندگی کرده بود، همیشه در حرکت بود و الان بیشتر از شش ماه بود که با او لنج را به صورت هر سه نوع راه رفتن کار می کردیم. از آنجا که من همیشه موقع لنج کردن فرمان های یکسان به اسب می دهم، یاد دادن آنچه که می خواستم در موقع سواری کار سختی نبود.

بعد از چند هفته کار سبک وقت آن رسیده بود که با طوفان تاخت کار کنم. طوفان از همان اول این کار را به خوبی انجام می داد و تعادل کامل داشت. بعد از اینکه چند هفته دیگر را هم به کار سبک گذراندیم، کار هاف پس و هاف پیورته در قدم را با او شروع کردم. طوفان خیلی سریع همه چیز را یاد می گرفت: اما گاهی اوقات ترسش از انسان ها در کارش مشکل ایجاد می کرد – ترسی که هنوز هم در او وجود دارد و گاهی خودش را نشان می دهد: وقتی کسی نزدیک مانژ می آید یا دور آن می ایستد فوری حواسش پرت می شود، تجربه های بدش با انسان ها هنوز در عمق وجودش باقی مانده است و برطرف کردن آن به هیچ وجه کار آسانی نیست.

 

 

اسب ها مثل بچه ها می مانند: آنها به شدت تحت تاثیر هر چیزی قرار می گیرند، چه تجربیات خوب و چه تجربیات بد. متاسفانه یک اسب بیشتر تجربه های بد به دست می آورد، چون سوارکاران تجربه کافی و از آن مهم تر صبر و تحمل زیادی ندارند.

بعد از اینکه شش ماه دیگر از تمرینات پایه گذشت، حسین شروع به آماده کردن او برای پرش کرد. طوفان از همان ابتدا از پرش خوشش می آمد و در این زمینه استعداد زیادی داشت. از آنجا که که او کاملا تعادل داشت و آموزش های پایه درساژ را دیده بود آماده کردن او برای پرش آسان بود. او از همان اول خیلی تمیز می پرید و خیلی زود مرحله پرش از پارکورهای مبتدی را با موفقیت طی کرد.

الان ما داریم طوفان را برای فصل مسابقات قهرمانی آماده می کنیم؛ او مدتی دیگر در اولین رقابت های درساژ و پرش عمرش شرکت می کند.

 

 

کار کردن با طوفان برای من یک تجربه چالش برانگیز بوده و هست، چون از این طریق من اطلاعات بیشتری در مورد طبیعت اسب ها به دست آوردم. و از این بابات از این سیلمی شگفت انگیز متشکرم.

آندریا ماریا زیلینگر؛ مربی اسب و سوارکار

بازدید 2737 بار

سایت های ما

        فروشگاه انسینا                           نشریه دنیای اسب

                                   

تماس با من

        تلفن  : 09125031546

        ایمیل : این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید  

 

درباره من

خانم آندریا ماریا زیلینگر مربی تربیت اسب و آموزش سوارکاری حرفه ای در ایران هستند که بطور خاص در رشته درساژ فعالیت می کنند .                           ایشان همچنین نمایندگی برندهای معتبر لوازم سوارکاری را در ایران بر عهده دارند .