کره خوب من، سرمه

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

من برای چندین مدت یک سرگرمی خوب داشتم: سرمه!

آقای عرب او را به من معرفی کرده بود. سرمه یک مادیان ترکمن و از زادگان حیدربابا بود. من واقعا نمی خواستم اسب کره قبول کنم؛ این اسب فقط 8 ماهش  بود و هنوز نوزاد به حساب می آمد و تازه او را از شیر مادر گرفته بودند. اما وقتی او را دیدم کاملا دل به او دادم: سرمه اسبی بود به رنگ سیاه پرکلاغی، بدون علامت، جسور و چالاک که از روی هر کاوالتی که سر راهش قرار می گرفت می پرید.

دوست عزیزم شیرین سالارتاش در کردان میدان و اصطبل اسب داشت که اسبهای خودش را آنجا نگه می داشت (اسبهای عرب ایرانی و مادیان های دیگر که برای کشش به کردان آورده می شدند). من با شیرین یک معامله کردم: او از سرمه مراقبت کند و من هم در عوض به او سوارکاری یاد بدهم.

 

به این صورت هر دوی ما راضی بودیم و مهمتر از آن، سرمه در یک گله ی کوچک با اسبهای دیگر بزرگ می شد و نیازی نبود در باکس نگهداری شود.

در هفته های اول کره ام هنوز اسم نداشت. از چند نفر از دوستان ترکمن خواسته بودم که چند اسم مونث زیبای ترکمن برایم پیدا کنند، اما هنوز انتخابم را نکرده بودم. این گمنامی باعث شده بود کارگر شیرین (احمد) هربار که می خواست در مورد کره ام حرف بزند می گفت "اسب خانم زیلینگر". چون این عبارت طولانی بود کم کم تبدیل شد به "خانم زیلینگر"! چیزی که طبیعتا گاهی باعث خنده می شد: مثلا وقتی می گفتند "خانم زیلینگر" دوباره کنار پرچین ها سر خورده یا از هواخوری در زمین و از علف های تازه لذت برده! آخر سر من شیرین را صدا کردم و با هم دنبال یک اسم خوب برای کره ام گشتیم. اینجا بود که هردویمان توافق کردیم که "سرمه" اسم خوبی برایش است.

 

 

مدتی بعد با آقای عرب در راه قزوین بودیم و در کردان در زمین شیرین توقف کردیم: صبح خیلی قشنگی بود. با مادر و خاله ی شیرین چای نوشیدیم و بعد سراغ سرمه و دوستان تازه اش رفتیم. من خیلی تعجب کردم چون سرمه در عرض 4 هفته بزرگ شده بود و به خاطر آفتاب زیاد رنگ موهای بدنش پریده بود و شبیه یک مادیان قهوه ای سوخته شده بود. خیلی قوی تر شده بود و جسور و بازیگوش بود. دوستش، یک مادیان عرب اصیل 2 ساله، هم قد و اندازه ی خودش بود و با هم خیلی خوب کنار می آمدند. من حدس زدم که سرمه اسب کاملا بلندقدی می شود – با اینکه از نژاد ترکمن بود، و قدرت مخصوص اسب های ترکمن را دارد.

خب، کار کردن با مادیان ها خیلی راحت تر از نریان هاست، و من منتظر بودم که وقت کار کردن و تربیت او فرا برسد.

بعد از ملاقات شیرین، با آقای عرب برای دیدن حیدربابا، پدر سرمه رفتیم. حیدربابا یک اسب سفید رویایی از نژاد خالص ترکمن بود که خیلی مغرور بود و واقعا اسب خیره کننده و جذابی بود! سرمه هم از نظر هیکل قوی، حالت چهره، و اراده قدرتمندش به پدرش رفته بود. من واقعا امیدوارم روزی این اسب به یک اسب سواری عالی تبدیل شود.

 

 

 

بازدید 3052 بار

سایت های ما

        فروشگاه انسینا                           نشریه دنیای اسب

                                   

تماس با من

        تلفن  : 09125031546

        ایمیل : این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید  

 

درباره من

خانم آندریا ماریا زیلینگر مربی تربیت اسب و آموزش سوارکاری حرفه ای در ایران هستند که بطور خاص در رشته درساژ فعالیت می کنند .                           ایشان همچنین نمایندگی برندهای معتبر لوازم سوارکاری را در ایران بر عهده دارند .